بورس‌های آسیا زیر فشار دلار و تراشه

بورس‌های آسیا زیر فشار دلار و تراشه
در آخرین تحولات شرق دور، بازارهای آسیایی به دلیل نگرانی از هزینه‌های بالای حوزه هوش مصنوعی و فشار ناشی از قدرت دلار، وارد فاز اصلاحی شدند.
کد خبر : ۱۸۴۴۴۰

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، بازارهای مالی آسیایی در حالی وارد فاز اصلاح شدند که دو روایت هم‌زمان، فضای مالی جهان را تحت فشار قرار داده است: نخست، آشکار شدن هزینه واقعی تب هوش مصنوعی و تراشه‌ها در ترازنامه غول‌های فناوری؛ و دوم، پایداری دلار قوی که هم‌زمان به ارزهای آسیایی، قیمت کالاها و تمایل سرمایه‌گذاران برای ریسک‌پذیری فشار وارد کرده است.

دو گزارشی که در یک روز از رویترز و حریت منتشر شده‌اند، در ظاهر درباره یک موضوع ساده حرف می‌زنند: افت بازارهای آسیایی. اما در عمق ماجرا، هر دو متن از یک تغییر مهم‌تر در ساختار اقتصاد جهانی پرده برمی‌دارند: بازارها تازه دارند می‌فهمند که رونق هوش مصنوعی، برخلاف تصور اولیه، فقط موتور رشد سودآوری نیست؛ بلکه می‌تواند به منبع جدیدی از تورم، فشار هزینه و ناپایداری مالی تبدیل شود.

تا همین چند ماه پیش، هر نشانه‌ای از رشد تقاضا برای تراشه، دیتاسنتر، زیرساخت ابری و پردازش هوش مصنوعی، برای بورس‌ها یک خبر مثبت تلقی می‌شد. اما حالا همان روند، در قالب افزایش قیمت محصولات نهایی، فشار بر مصرف‌کننده، نیاز سنگین به سرمایه‌گذاری و نگرانی از فشرده شدن حاشیه سود شرکت‌ها، به بازارها هشدار می‌دهد که «دوران رشد بدون هزینه» به پایان رسیده است.

۱. اپل، جایی که تبِ تراشه به واقعیت تورمی تبدیل شد

نقطه عطف این موج جدید نگرانی، تصمیم اپل بود. طبق گزارش رویترز، این شرکت برای جبران هزینه‌های فزاینده تراشه‌های حافظه و ذخیره‌سازی، قیمت آیپد و مک‌بوک را بالا برد؛ تصمیمی که بلافاصله سهام اپل را بیش از ۶ درصد پایین کشید و حدود ۲۵۰ میلیارد دلار از ارزش بازار آن را از بین برد.

اهمیت این اتفاق فقط در افت یک سهم بزرگ نیست. بازار از این تصمیم، یک پیام ساختاری دریافت کرد: اگر حتی اپل - با آن قدرت قیمت‌گذاری، برند جهانی و حاشیه سود بالا - ناچار شده افزایش هزینه تراشه را به مصرف‌کننده منتقل کند، پس کل زنجیره فناوری در معرض نوعی تورمِ تکنولوژیک قرار گرفته است.

گزارش حریت نیز دقیقا همین نکته را از زاویه‌ای دیگر برجسته می‌کند: افزایش تقاضا برای تراشه در صنعت هوش مصنوعی، فشار قیمتی ایجاد کرده که می‌تواند دسترسی مصرف‌کنندگان به محصولات دیجیتال را دشوارتر کند و در نتیجه، رشد و سودآوری شرکت‌های فناوری را تضعیف کند.

۲. بازارها دیگر فقط عاشق AI نیستند؛ حالا از آن می‌ترسند

در دو سال گذشته، هوش مصنوعی بیشتر با واژه‌هایی مثل «بهره‌وری»، «انقلاب تکنولوژیک» و «رشد سود» توصیف می‌شد. اما اکنون یک فاز تازه آغاز شده است که در آن، سرمایه‌گذاران دیگر فقط به سمت درآمدهای احتمالی AI نگاه نمی‌کنند؛ بلکه دارند صورت‌حساب آن را هم می‌بینند.

در همین راستا، مایکرون با وجود انتشار گزارش سودی درخشان و جهش ۱۶ درصدی سهامش، نتوانست خوش‌بینی بازار را حفظ کند، چون افزایش قیمت‌های اپل و مایکروسافت، نشان داد رونق تراشه یک هزینه پنهان بزرگ هم دارد. OpenAI نیز با خبر تعویق احتمالی عرضه اولیه سهام، به این فضای تردید دامن زد. به زبان ساده، بازار از فاز «هیجان روایی» وارد فاز «محاسبه اقتصادی» شده است.

این تغییر فاز اهمیت زیادی دارد. در دوره هیجان، هر خبر AI می‌تواند سهام را بالا ببرد؛ اما در دوره محاسبه، سرمایه‌گذار می‌پرسد:

  • این رشد چقدر سرمایه می‌خواهد؟
  • حاشیه سود کجا فشرده می‌شود؟
  • فشار هزینه به کدام حلقه از زنجیره منتقل می‌شود؟
  • و آیا مصرف‌کننده نهایی توان پرداخت دارد؟

۳. چرا بورس‌های آسیا بیشتر ضربه خوردند؟

بازارهای آسیایی، بیش از بازارهای دیگر، هم به زنجیره تولید فناوری وابسته‌اند و هم به نوسانات ارز و سرمایه جهانی حساس‌اند. به همین دلیل، وقتی داستان AI از «رونق» به «هزینه» تغییر می‌کند، اولین ضربه معمولاً به بورس‌های آسیا می‌رسد.

این در حالی است که اعداد هم این واقعیت را تأیید می‌کنند:

  • نیکی ژاپن: افت روزانه ۴.۲ درصد
  • کوسپی کره‌جنوبی: افت ۵.۸ درصدی و فعال شدن توقف معاملات پس از ریزش تا ۸ درصد
  • شانگهای: افت حدود ۱.۸ درصد
  • هنگ‌سنگ: افت ۱.۷ تا ۱.۹ درصد

وقتی بازارها با هزینه پنهان تب تراشه روبه‌رو می‌شوند

این سقوط‌ها البته در خلا رخ نداده‌اند. همان‌طور که رویترز یادآوری می‌کند، بازارهای آسیا پیش از این ریزش، یک فصل فوق‌العاده را پشت سر گذاشته بودند. کوسپی در فصل ۶۶ درصد و نیکی ۳۵ درصد رشد کرده بودند. بنابراین بخشی از فروش، ناشی از شناسایی سود و بازتنظیم سبدها در پایان فصل هم بود. اما این توضیح کافی نیست؛ چون عمق افت نشان می‌دهد بازارها بیش از یک اصلاح تکنیکال ساده، نگران یک بازبینی بنیادی در ارزش‌گذاری سهام فناوری هستند.

۴. دلارِ قوی، دشمن خاموش بورس‌های آسیایی

اگرچه تمرکز اصلی بازار بر فناوری و AI است، اما یک عامل مهم در پس‌زمینه به‌وضوح دیده می‌شود: قدرت دلار.

رویترز می‌نویسد شاخص دلار در ۱۰۱.۳۶ باقی مانده و چندان از اوج خود از مه ۲۰۲۵ فاصله نگرفته‌است. هم‌زمان دلار/ین در محدوده ۱۶۱.۶۰ نوسان می‌کرد؛ سطحی که برای ژاپن یک هشدار ارزی جدی است.

دلار قوی برای بازارهای آسیایی سه پیامد مهم دارد: نخست فشار بر ارزهای محلی، تضعیف ین، وون و سایر ارزهای منطقه‌ای، هزینه واردات را بالا می‌برد و به تورم دامن می‌زند.

دوم فشار بر سیاست پولی که طی آن بانک‌های مرکزی آسیایی ناچار می‌شوند برای دفاع از ارز و کنترل تورم، موضع سخت‌گیرانه‌تری بگیرند؛ حتی اگر اقتصاد داخلی آمادگی آن را نداشته باشد و سوم انتقال سرمایه به دارایی‌های دلاری، زیرا وقتی بازده و امنیت نسبی در بازار آمریکا بالا به نظر می‌رسد، بخشی از سرمایه جهانی از بورس‌های آسیایی خارج می‌شود.

به همین دلیل، افت بازارهای آسیا را نمی‌توان فقط با «قیمت تراشه» توضیح داد؛ این افت در دلِ یک نظم پولی جهانی روی داده که همچنان حول دلار قوی و بازده بالاتر دارایی‌های آمریکایی می‌چرخد.

۵. ین ژاپن؛ از مسئله ارزی تا بحران اعتماد

یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال دو گزارش، وضعیت ین ژاپن است. عبور دلار/ین از ۱۶۱.۹۵ باعث شده که مداخله مقام‌های ژاپنی بالا برود و این در شرایطی است که سطح ۱۶۰ برای بازار، به نوعی خط قرمز دولت ژاپن تلقی می‌شود.

ضعف ین فقط یک مسئله معاملاتی نیست. در کشوری مثل ژاپن که به واردات انرژی و مواد اولیه وابستگی قابل‌توجهی دارد، افت ارزش ارز ملی به معنای فشار مستقیم بر هزینه‌ها و تورم وارداتی است. از سوی دیگر، اگر بانک مرکزی ژاپن بخواهد برای مهار این فشار دست به انقباض بیشتر بزند، سهام داخلی و بازار اعتبار آسیب می‌بیند. بنابراین ژاپن در یک تله کلاسیک قرار گرفته است:

  • اگر مداخله نکند، ین ضعیف‌تر می‌شود؛
  • اگر مداخله کند یا سیاست پولی را سفت‌تر کند، بازارها بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند.

۶. نفت و طلا چه می‌گویند؟

یکی از جذاب‌ترین ابعاد مشترک این دو متن، پیوند میان سهام، ارز و کالاهاست.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که نفت برنت با افت ۱.۵ درصدی به ۷۴.۱ دلار رسید و به کف چهارماهه نزدیک شد. دلیل آن، ازسرگیری بارگیری در پایانه رأس‌تنوره عربستان و عبور بیشتر نفتکش‌ها از تنگه هرمز با اسکورت نظامی بود. این یعنی بخشی از ریسک عرضه که پیش‌تر بازار نفت را ملتهب کرده بود، موقتاً فروکش کرده است.

در همان حال، طلا نیز ماهی بسیار ضعیف را تجربه کرده و ۱۱.۵ درصد سقوط کرده است. این افت طلا در کنار دلار قوی، یک پیام روشن دارد: بازار هنوز هم به‌رغم نگرانی‌های سهامی، به سمت پناهگاه دلاری متمایل است، نه لزوماً به سمت پناهگاه‌های سنتی مثل طلا.

این وضعیت، پارادوکس جالبی ساخته است: در حالی که سهام فناوری تحت فشار هزینه و بازبینی ارزش‌گذاری قرار گرفته، دلار همچنان از جایگاه «لنگر امنیتی» بهره می‌برد و طلا برخلاف انتظار، نتوانسته به همان نسبت از فضای ریسک سود ببرد.

۷. آیا این فقط یک اصلاح است یا آغاز یک چرخش بزرگ؟

پاسخ کوتاه این است: هنوز برای قضاوت قطعی زود است، اما نشانه‌ها حاکی از آن است که بازار وارد مرحله‌ای حساس شده است.

اگر طی هفته‌های آینده شرکت‌های بیشتری مانند اپل و مایکروسافت ناچار شوند هزینه تراشه، حافظه، ذخیره‌سازی و زیرساخت AI را به مشتری منتقل کنند، بازار دیگر نمی‌تواند فقط با روایت «رشد هوش مصنوعی» به صعود ادامه دهد. در آن صورت، سرمایه‌گذاران از خود خواهند پرسید که آیا ارزش‌گذاری فعلی سهام فناوری واقعاً با سودآوری آینده هم‌خوان است یا نه.

از طرف دیگر، اگر فدرال رزرو نرخ‌ها را بالا نگه دارد و بانک مرکزی ژاپن هم برای دفاع از ین ناچار به انقباض بیشتر شود، فشار هم‌زمان از دو سوی اقیانوس آرام بر دارایی‌های پرریسک وارد خواهد شد. اینجاست که یک اصلاح منطقه‌ای می‌تواند به یک چرخش جهانی در اشتهای ریسک تبدیل شود.

گزارش‌های منتشر شده در خصوص بازارهای آسیایی در کنار هم تصویر روشن می‌سازند: بازارها در حال عبور از مرحله‌ای هستند که در آن «هوش مصنوعی» دیگر فقط موتور هیجان نیست، بلکه به منبع سنجش‌پذیرِ هزینه، ریسک و شکنندگی تبدیل شده است. 

در این میان، آسیا به‌دلیل وابستگی شدید به زنجیره فناوری، حساسیت بالا به دلار و شکنندگی تعادل ارزی، نخستین جایی است که این تنش را با شدت احساس می‌کند. اگر این روند ادامه یابد، داستان ماه‌های آینده دیگر صرفاً درباره سقوط یک‌روزه بورس‌ها نخواهد بود؛ بلکه درباره این پرسش بزرگ‌تر خواهد بود که آیا عصر «صعود بی‌وقفه سهام فناوری» به پایان فاز ساده و هیجانی خود رسیده است یا خیر.

ارسال‌ نظر