حمید هوشنگی، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق(ع)، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، با اشاره به تابآوری اقتصاد ایران در برابر فشارها و اظهارات مقامات آمریکایی اظهار کرد: تابآوری ملی در ایران ریشه تاریخی دارد و با مراجعه به تاریخ میتوان دریافت که جامعه ایرانی از برخی ویژگیهای متمایز برخوردار است. یکی از این ویژگیها، جایگاه پررنگ خانواده و استحکام روابط انسانی در جامعه است که میتواند به افزایش تابآوری اجتماعی در مواجهه با بحرانها کمک کند.
وی با بیان اینکه بخشی از آسیبپذیری اقتصادی ایران به نحوه ارتباط اقتصاد کشور با نظام اقتصادی جهانی بازمیگردد، افزود: سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی با هدف کاهش آسیبپذیری اقتصاد ایران در برابر تنشها و نوسانات اقتصاد جهانی تدوین شد. بر اساس این رویکرد، اقتصاد کشور باید ضمن برخورداری از ظرفیتهای داخلی، بتواند تعاملات خارجی خود را نیز حفظ کند و در برابر شوکهای بیرونی آسیب کمتری ببیند.
هوشنگی ادامه داد: هر بخش از سیاستهای اقتصاد مقاومتی که در کشور به اجرا درآمده، توانسته است به افزایش تابآوری اقتصادی کمک کند. البته نمیتوان گفت این سیاستها بهطور کامل اجرا شدهاند و اقتصاد ایران همچنان با ضعفهای جدی مواجه است، اما به هر میزان که این سیاستها عملیاتی شدهاند، بخشی از آثار فشارهای خارجی کاهش یافته است.
این عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به سابقه طولانی تحریمها علیه ایران تصریح کرد: اقتصاد ایران از سالهای نخست پس از انقلاب اسلامی با تحریم مواجه بوده و همین تجربه طولانی موجب شده فعالان اقتصادی و بخشهای مختلف جامعه بهتدریج شیوههایی برای سازگاری با محدودیتها و مقابله با فشارهای خارجی پیدا کنند. در واقع، شرایط محیطی کشور طی دهههای گذشته به شکلگیری تجربهای انباشته در مواجهه با تحریمها منجر شده است.
وی موقعیت ژئوپلیتیک ایران را یکی دیگر از عوامل مؤثر بر تابآوری اقتصادی کشور دانست و گفت: اگرچه ممکن است سهم اقتصاد ایران از اقتصاد جهانی محدود باشد، اما جایگاه جغرافیایی و منطقهای ایران اهمیت ویژهای دارد. ارتباط با ۱۵ کشور همسایه، روابط تاریخی با برخی از این کشورها و وجود پیوندهای اقتصادی و منطقهای، ظرفیتهایی ایجاد کرده است که میتواند در کاهش آثار انزوای اقتصادی مؤثر باشد.
هوشنگی با تأکید بر اینکه تحریم و محاصره اقتصادی بدون هزینه نیست، افزود: محدودیتهای خارجی قطعاً به اقتصاد و جامعه ایران فشار وارد میکند، اما موقعیت راهبردی کشور در منطقه و مسیرهای تجاری و اقتصادی که در طول سالها برای ادامه مبادلات ایجاد شدهاند، میتوانند بخشی از این فشارها را تعدیل کنند. تجربه ایران در یافتن مسیرهای جایگزین برای مبادلات اقتصادی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
وی در ادامه، درباره اهداف آمریکا از اعمال فشارهای اقتصادی علیه ایران اظهار کرد: یکی از محاسبات احتمالی در این رویکرد آن است که فشار اقتصادی به نارضایتی اجتماعی منجر شود و فاصله میان جامعه و نظام سیاسی افزایش یابد. در این چارچوب، تصور میشود که تشدید مشکلات معیشتی میتواند بخشی از مردم را از حمایت نظام سیاسی دور کند و زمینه بروز بحرانهای سیاسی را فراهم آورد.
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش اعتراضات اجتماعی در تحولات سیاسی کشورها گفت: در هر جامعهای، نارضایتی بخشی از مردم و حضور آنان در اعتراضات میتواند برای نظام سیاسی چالش ایجاد کند. با این حال، باید میان نارضایتیهای داخلی و مداخلات خارجی تمایز قائل شد و تحولات اجتماعی را با در نظر گرفتن مجموعه عوامل داخلی و خارجی تحلیل کرد.
هوشنگی افزود: در محاسبات مربوط به فشار اقتصادی، این فرض وجود دارد که جامعهای که با مشکلات اقتصادی جدی و مستمر روبهرو شود، ممکن است در همراهی با نظام سیاسی دچار تردید شود. از این منظر، هدف فشارها صرفاً ایجاد دشواری اقتصادی نیست، بلکه میتواند تضعیف حمایت اجتماعی و افزایش شکاف میان مردم و حاکمیت نیز باشد.
وی با اشاره به تجربههای اخیر کشور و آنچه از آن بهعنوان جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه یاد کرد، اظهار کرد: از نگاه وی، پس از ناکامی دشمن در تضعیف انسجام اجتماعی و مشاهده همراهی مردم، تلاشهایی برای تغییر این وضعیت و ایجاد نارضایتی صورت گرفت که به حوادث دیماه منجر شد. به اعتقاد او، ایجاد خستگی و ناامیدی در جامعه و کاهش حمایت مردم از نظام سیاسی، بخشی از محاسباتی است که باید در تحلیل فشارهای اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.
این عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق(ع) با تأکید بر اینکه نباید میان فشار اقتصادی و فروپاشی سیاسی رابطهای قطعی و مستقیم برقرار کرد، گفت: یکی از تصورات مطرح در راهبرد فشار حداکثری این است که تشدید مشکلات اقتصادی میتواند به تضعیف ساختار سیاسی منجر شود. در این نگاه، تجربه کشورهایی مانند ونزوئلا نیز بهعنوان نمونهای از پیامدهای بحران اقتصادی مطرح میشود.
وی ادامه داد: برخی اظهارات مقامات آمریکایی درباره اقتصاد ایران و منابع نفتی کشور را نیز باید در چارچوب همین محاسبات سیاسی بررسی کرد. از این منظر، تضعیف اقتصاد میتواند مقدمهای برای افزایش فشارهای سیاسی و ایجاد تغییرات موردنظر طرف مقابل تلقی شود.
خبرنگار: مرتضی ابراهیمی
ارسال نظر